بدون عنوان
عزیزم بابایی د اشت می رفت بیرون که خرید کنه و تو هم اصرار داشتی که باهاش بری و اونقدر عجله داشتی که به جای کاپشن خودت کاپشن بابا رو پوشیدی و ما هم که تو رو دیدیم خیلی خندیدیم خیلی یامزه شده بودی عسلم. ...
نویسنده :
مریم
3:56
بدون عنوان
نازی من این موتور واقعی خوشگل رو بابا جون برات کادو خریده وقتی تو واسه اولین بار دیدیش واقعا خوشحال شدی و همش دوست داشتی که روش بشینی و دورش می دویدی و نگاش میکردی وبه ما هم میگفتی که نگات کنیم .عروسکم امیدوارم که همیشه بتونیم خوشحالت کنیم و شاد ببینیمت عزیز دل مایی ...
نویسنده :
مریم
3:49
بدون عنوان
عزیز دلم اسم این عروسکی که بغلت هستش اسمش زینت خانوم .تو اونو خیلی دوست داری و از همه عروسکات بیشتر بغلش میکنی و شبها که می خوای بخوابی حتما باید بغلت باشه تا خوابت ببره و همش بوس و ناز میکنی ود وست نداری که ناراحت بشه.عسلم امیدوارم نه هیچ وقت خودت ناراحت شی و نه زینت خانوم می بوسمت ...
نویسنده :
مریم
3:38
بدون عنوان
جیگر مامان این بلوزی که پو شیدی مامان جون نرگس برات دوخته با چند دست لباس دیگه و چند تا هم لباس زمستونی هم برات بافته و از دایی جون برات فرستاده .خیلی بهت میان و خوشگل میشی و دستش درد نکنه ...
نویسنده :
مریم
3:27
بدون عنوان
عشقم تو خیلی گیتار زدن رو دوست داری کلا اهنگ و موسیقی رو و باباجون رو هر شب بهش میگی که برات گیتار بزنه و میشینی وگوش می دی و بعضی وقتها هم باهاش می رقصی.به خاطر همین تصمیم گرفتیم که برات یه دونه گیتار بگیریم که بابایی بهت کم کم یاد بده ...
نویسنده :
مریم
3:22









