یاسین جونیاسین جون، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

عشق مامان و بابا

بدون عنوان

عسل مامانی این عکس رو وقتی داشتی فیلم میدیدی ازت گرفتم .این فیلم رو خیلی دوست داری وقتی برات می گذارم تا اخرش میشینی پاش و نگاه می کنی . عزیزم دیروز یه اتفاق بدی برات افتاد صبح که از خواب بیدار شدی سریع رفتی ماشین سواری کنی از رو ماشین افتادی وصورتت خودر یه میز عسلی و زخمی شد .ما خیلی ناراحت شدیم. عشقم امیدوارم که صورتت زود خوب شه. خیلی دوستت دارم. ...
9 دی 1391

بدون عنوان

عزیز دلم اینها عکس اتلیه یاسین جونم هستش خیلی خوشگل افتادی واسه عروسی دختر خاله زهرا با بابایی تصمیم گرفتیم که بریم اتلیه و چند تا عکس خانوادگی یادگاری بندازیم .عکسامون خیلی خوب شده بود.چند تا از جیگرم تکی انداختیم .که تو وبلاگت گذاشتم. می بو سمت. ...
9 دی 1391

بدون عنوان

عزیز دلم عاشقانه دوست دارم.دوست دارم وقتی با هم هستم قدر تک تک لحظه هاش رو بدونم .تو امید و شادی رو به زندگیمون اوردی واز صمیم قلبم برات ارزوی سلامتی و تندرستی رو دارم .به خاطر تو عشقم همه تلاشم رو می کنم که تو همیشه شاد و خوشبخت باشی .تو همه وجودمون هستی بهترینها رو برات ارزو میکنم . بابا و مامان عاشقانه می پرستنت و عشق می ورزند امیدوارم که لیاقت این نعمت الهی که خدای مهربون به ما عطا کرده رو بدونیم و داشته باشیم و بتونیم که بابا ومامان خوبی برات باشیم. قرزند عزیزم میبوسمت ...
8 دی 1391

بدون عنوان

عزیزم بابایی د اشت می رفت  بیرون که خرید کنه و تو هم اصرار داشتی که باهاش بری و اونقدر عجله داشتی که به جای کاپشن خودت کاپشن بابا رو پوشیدی و ما هم که تو رو دیدیم خیلی خندیدیم خیلی یامزه شده بودی عسلم. ...
8 دی 1391