یاسین جونیاسین جون، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

عشق مامان و بابا

بدون عنوان

  عزیزم سیزده بدر با مانی اینا و خاله فری و بچه هاش رفتیم بیرون نزدیکای لواسون .هوا خیلی خوب بود و کلی با هم بازی کردیم و خوش گذروندیم و بابا جون واسط اتیش درست کرد و لی تو از اتیش میترسیدی .تا بعد از ظهر اونجا بودیم .خیلی خیلی خوش گذشت دست مانی جون درد نکنه خیلی زحمت کشیده بود. ...
29 فروردين 1392

بدون عنوان

عزیز دل مامانی این عکست کنار دریاچه شورمست هستش خیلی قشنگه چون نوک کوه که پر از درخته به دریاجه بزرگ به وجود اومده واقعا زیبا .این دریاچه پر از بچه قورباغه بود و وقتی که تو اونها رو دیدی تعجب کرده بودی واز ما میپرسیدی که اینا چی هستند .و تو فکر میکردی که ماهی هستش و میخواستی که بگیریشون .اونجا قایق سواری کردیم و کلی تو قایق با شیرین کاریهات ما رو خندوندی. ...
29 فروردين 1392

بدون عنوان

  نفسم تو دریا و ماسه بازی رو خیلی دوست داری به خاطر همین بردیمت لب دریا تا بازی کنی و کلی با بچه ها بازی کردی وما هم از خوشحالی تو لذت میبردیم.ساحل قشنگی بود ودریا اروم بود .اولین بار بود این ساحل اومده بودیم .کنار ساحل جنگل وپارک بود خیلی زیبا بود.الیته با وجود نازنینی مانند تو زیبا تر هم شده بود.خوشگلم این رو همیشه بدون که ما عاشقتیم. ...
29 فروردين 1392

بدون عنوان

  روز پنجم عید خانوادگی با بابابزرگ و دایی و زن دایی جون رفتیم جنگل خیلی خوش گذشت و تو کلی اب بازی کردی .و ماشینت رو هم برده بودیم و تو چمنا واسه خودت رانندگی میکردی. ...
29 فروردين 1392