سلام قند عسلم .پسر نازنینم .گل مامانی هستین و منم سر کارم.یکم کارم سبک شده بود و گفتم خاطرات تعطیلی عید رو برات بنویسم که بعد تو وبلاگت بگذارم . عشق من وبابایی اول از هر چیزی باید سال نو رو بهت تبریک بگم .به امید خداسال خوبی رو داشته باشی وازش میخوام که همیشه پشت وپناهت باشه و در سال جدید برات ارزوی سلامتی وتندرستی و شادکامی دارم.ودر کنار هم زندگی شیرینی داشته باشیم و.لذت ببریم و از اینکه خدای مهربون تو رو به ما هدیه داده تشکر کرده و احساس خوشبختی کنیم. عشق من ساعت عید من سر کار بودم و باباجون هم دنبال کارهاش و تو هم خونه مامانجی بودید. عمه گیتا از شیراز خانوادگی اومده بودند تهران خونه مامانی و همه با هم رفته بودین خونه مامانجی و سال تحویل ا...